سيد محمد باقر شفتي
220
تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )
متصور مىشود ، يك قسم اخلالى است در ضمن اخلال به جزء متحقق شود ، قسم ديگر اخلالى است در ضمن اخلال به كل متحقق شود ، جمع ما بين كلمات فقهاء كه ركن آن است اخلال به آن موجب بطلان نماز است اگر چه سهوا بوده باشد ، با حكم مشهور معروف به اين كه نسيان سجدهء واحده موجب بطلان نمىشود ، قرينه است بر تقييد اين حكم را در ما نحن فيه به اخلالى كه در ضمن اخلال به كل بوده باشد ، پس اشكال مندفع است . مبحث دوم در بيان امور واجبه در حال سجود است و آن شش چيز است : اول - گذاردن هفت عضو است بر زمين مثلا ، و اين هفت عضو عبارت است از جبهه و كفين و ركبتين و ابهامي الرجلين ، يعنى پيشانى و دو كف دستها و دو زانو و دو انگشت بزرگ دو پا . بدان كه مناسب در اين مقام اين است كه نقل كلام شود در دو مطلب : مطلب اول : در بيان اعضاى سبعهء مذكوره است ، پس مىگوئيم : اما جبهه پس عبارت از مقدارى است كه احاطه كرده است بر آن از فوق رستنگاه موى سر و از دو طرف يمين و يسار و جبين ، و از تحت امتدادى از حاجبين و موضع خالى از مو بين حاجبين ، پس جبهه يعنى پيشانى عبارت از اين مقدارى است كه محدود است به حدود أربعهء مذكوره . و اما كف دست پس متبادر در عرف كف دست عبارت از منتهى اليه انگشتان است تا قريب به زند ، و اين معنى در اين مقام ظاهر مىشود از بسيارى از فقهاء ، مثل مرحوم علامه و شيخ شهيد و ابن فهد و محقق ثانى و غيرهم چنانچه در مطالع